ر) راههاي خداشناسي.
راههاي مختلفي براي شناخت خداوند معرفي شده است .در قرآن به سير در آفاق و انفس وتفكر پيرامون آيات خداوند در گسترة هستي توصيه شده است چنانكه ميفرمايد:
«و في الارض آياتٌ للمُوقنين و في انفسكم أفلا تبصرون»[1]
در اينجا به پارهاي از راههاي شناخت خدا در نهجالبلاغه اشاره ميشود:)
1 ـ شناخت پديدههاي عالم و نظم حاكم بين آنها
پديدههاي عالم با اندازه و مقياس خاص و براساس برنامهاي دقيق و حساب شده خلقشدهاند هر موجودي ويژگي مخصوص خود را داشته و هدفي را دنبال ميكند و آنچه لازمة بقاء واستحكام خلقتشان است به آنها عطا شده، گستردگي عالم هستي و تنوع پديدهها و موجودات،وجود تلاش و تكاپو و جنبش و حركت در آنها براي بقا و هزاران هزار و بلكه بيشمار دلايلشناخته و ناشناختهاي كه دلالت بر وجود نظم بيمثال در جاري حيات دارند تدبير ناظمي حكيمرا اثبات ميكنند.
«فَانْظُر إلي الشّمسِ و اْلقَمَرِ، و النّباتِ و الْشَّجَرِ، وَ الماءِ و اْلَحجَرِ، و اختلافِ هذا اللَّيلِ وَ النّهارِ، وَتَفَجُّر هذه البِحارِ، وَ كُثْرَõِِ هذِهِ الجِبالِ، وَ طُولِ هذِهِ القِلالِ، وَ تَفَرُّقِ هذه اللُّغاتِ و الالْسُن ِالْمخَتَلفاتِ.فَالْويْلُ لِمَنْ أنَْكَرَ الُمَقِّدرَ، وَ حَجَدَ الْمُدَبِّر!»
(اكنون به خورشيد، ماه، گياه، درخت، آب، سنگ و اختلاف اين شب و روز و جريان درياها وكوههاي فراوان و بلندي قلّهها و گونهگوني لغات و زبانها بنگر [تا خدا را بشناسي] پس واي بر آنكس كه ناظم و مدَبرِّ اينها را انكار كند.)
2 ـ كشف و شهود
عارفان حقيقي كه در پي ممارست و تهذيب پردههاي ريب و غشاءِ غفلت از پيش رويديدگانشان كنار رفته حقيقت حضور خداوند را در همة عالم و در وجود خود در مييابند كه گويياو را ميبينند چنانكه ذعلب يماني از امام علي(ع) پرسيد: آيا پروردگارت را ديدهاي؟
حضرت چنين پاسخ داد:
«أفأعبد مالا أري؟: و كيف تراه؟ فقال (ع): لاتدركه العُيُونَ بمشاهدةِ العِيانِ، ولكن تُدركُهُ القلوبُبِحَقائِقِ الإيمانِ».[2]
(آيا كسي را ميپرستم كه نديده باشم؟ ذعلب پرسيد: چگونه خدا را مشاهده نمودي؟ فرمود:چشمها هرگز او را آشكارا نميبينند، اما قلبها با نيروي ايمان خدا را درك ميكنند.
3 ـ آشنايي با صفات جمال و جلال حق.
يكي ديگر از راههاي خداشناسي آشنايي با صفات جمال و جلال الهي است اگر چه انسان ازدرك حقيقت ذات خداوند عاجز است امّا ميتواند با شناخت صفات جمال و جلال او به دركبهتري از وجود بيمثالش نائل شود و چنانكه گذشت به ميزاني كه شناخت خداوند بيشتر باشدبرايمان فرد افزوده خواهد شد و شوق رسيدن به او و سعي در جلب رضايت او بيشتر خواهدشد.
امام علي (ع) دربارة صفات خداوند ميفرمايد: «الحُمدلِلّهِ الذّي لم تَسْبِق له حالٌ حالاً، فَيَكونَأوّلاً قبلَ أَنْ يكُونَ آخِراً، و يكونَ ظاهراً قبلَ أَنْ يكونَ باطناً....»[3]
(ستايش مخصوص خداوندي است كه قبل از او زمان وجود نداشته بنابراين پيش از آنكه آخر باشد، اوّل بوده است و پيش از آنكه باطن باشد، ظاهر بوده)
4 ـ كتاب خدا و سنّت پيامبر راهي ديگر براي شناخت خداوند
امام علي (ع) در پاسخ به درخواست شخصي كه به ايشان عرض كرد: خدا را براي من آن گونه توضيح بده كه گويي او را ميبينم تا معرفتم نسبت به او افزون گردد، پس از بر آشفتن از اين گونهنگرش، بر فراز منبر كوفه فرمود: «فَانْظُر أَيُّها السّائلُ! فَما دلَّكَ القُرآنُ عليه مِنْ صِفَتِهِ فَائْتَمَّ بِه ِواستَضِيء بِنُورِ هِدايَتِهِ، وَ ما كَلَّفَكَ الشَّيطانُ عِلمَه وَ ممَّا لَيْسَ في الكتاب عليكَ فَرضُهُ، وَلا في سُنَّةِالنَّبِّي صَلَّي اللّهُ عليه و آلِهِ و أَئِمةِ الهُدي أَثَرُه»[4]
(اي پرسش كنندة از صفات الهي! درست بنگر! آنچه قرآن از صفات خدا بيان ميكند، به آن اقتداكن و از نور هدايتش بهره بگير، شيطان تو را به مشقّت فرا گرفتن بيش از آنچه در كتاب خدا بر توواجب است و در سنّت پيامبر (ص) و ائمه هدي آمده است نيفكند)
نيز در نامة آن حضرت به فرزندش امام حسن (ع) چنين آمده:
«وَاعْلَمْ يا بُنَيَّ! أَنَّ اَحَداً يُنْبيءْ عن اللّه سبحانَهُ كما أنْبأ عَنْهَ الرَّسُولُ (ص) فَارْضَ بِهِ رائِداً، و وَإلَي'النَّجاõِ قائِداً».[5]
(پسرم! بدان هيچ كس از خدا همچون پيامبر اسلام (ص) خبر نياورده است. بنابراين رهبريِ او رابپذير و در راه نجات و رستگاري، او را رهبر و پيشواي خود برگزين)
از اين بيانات اميرمؤمنان (ع) چنين استفاده ميشود كه قرآن و سنت يكي از بهترين راههايشناخت خدا ميباشد.
در پايان بنا به آنچه از كلام امام علي(ع) در مورد شناخت خداوند وراههاي آن گذشت ميتوان نتيجه گرفت كه همة هستي آينه صفات جمال و جلال خداست و هركس به ديدة بصيرت اوراق هستي را ورق بزند به مراتبي از شناخت و درك نائل ميآيد.
[1] - ذاريات 20 ـ 21
[2] - نهج البلاغه، خطبة 178، ص 439
[3] - نهج البلاغه، خطبة 64 ص 120
[4] - نهج البلاغه، خطبة 90، ص 177
[5] - نهج البلاغه، نامه 31 ص 699
برچسب:
نویسنده: غزل عباسیان